محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
930
مخزن الأدوية ( ط . ج )
* خضاب : آنچه كه موى سروصورت يا پوست بدن را به آن رنگ كنند * خصيه : بيضه Testis . * خفقان : طپش قلب Palpitation * خلع : بيرون رفتن سر استخوان است از مكان خود * خلفه : اسهال ، بىاشتهايى * خمار : آنچه پس از نوشيدن شراب بهصورت درد سر ، كوفتگى و سستى باقى مىماند * خمل : پرز * خنازير : غدههاى سختى كه در زير گلو پديد مىآيد و زخم ايجاد مىكند Scrofula * خنّاق : خفگى ، ديفترى * خنصر : انگشت كوچك * خياطه : نخ * خيشوم : فضاى بينى Nostril * خيلان : ج خال * داء الثعلب : ريزش موى سر يا ابرو يا همه بدن كه به صورت لكههاى دايرهاى شكل ظاهر مىشود Baldness * داء الحيه : مرض سخت شدن و بدشكل شدن پوست بدن كه در آن سطح جلد از فلسهاى خشك و قطعات تيره شبيه فلس ماهى پوشيده مىشود و غالبا مادرزادى است Ichthyosis * داء الفيل : فيل پايى ، بيمارى انسداد مجارى لنفاوى پا Elephantiasis * داخس : درد ناخن Whitlow * دبيلات : ج دبيله * دبيله : قرحه بزرگ ، غده چركين * درور : جارى شدن * درور منى : خارج شدن بدون اراده منى * درهم : 97 / 2 تا 5 / 3 گرم است . * دسم : چربى ، روغن * دشبد : استخوان شكسته و كج و معوج * دق : مرضى كه شخص را لاغر و نزار كند ، سل * دلوك : داروى ماليدنى * دماغ : مغز * دمعه : اشك * دمل : برآمدگى كوچك يا متوسط در جلد كه معمولا سرخرنگ و مخروطى است و مركز آن چركين و گود مىشود . * دواب : چهارپايان * دوار : سرگيجه * دوالى : واريس * دوى : وزوز گوش * ديدان : كرمها * ذائب : ذوبكننده * ذات الجنب : درد پهلو ، التهاب پردههاى جنب ريه Pleurisy * ذات الصدر : تورم ديافراگم با با درد تشنجآور و خفقانآور در ناحيه سينه همراه است * ذبحه : ورم گلو يا ورم لوزتين * ذبول : لاغرى ، پژمردگى * ذراع : واحد طولى از آرنج تا نوك انگشت ميانى * ذرب : اسهال معدى * ذرع : واحد طولى برابر با يك متر و چهارصدم متر * ذرور : گرد Powder * ذفر : بدبو * ذقن : چانه * ذكى : تيزهوش * ذوبان : لاغرى * رادع : دارويى كه خون را با خاصيت ضد التهابى خود از ناحيهاى از بدن به ناحيهاى ديگر منحرف مىكند . دارويى كه با تحريك قسمتى از بدن اثرات زيانآور را در كانون ديگرى از بدن تخفيف مىدهد . * رايب : ماست * ربو : نوعى تنگى نفس ناشى از ازدياد حساسيت Allergic asthma